مهراد عشاق
-
تاریخ: 1396/3/12 ساعت: 13:01
مهراد عزیز تو 8 صبح روز 21 مرداد ماه سال 95 به دنیا اومدی . همه استرس داشتیم.خانم دکتر مشهدی خیلی سریع تو را به دنیا آورد ولی وقتی تو جعبه شیشه ای بودی یه ریز گریه می کردی . وقتی بردن تو را به بخش نوزادن گفتن یه مقدار مشکلی تنفسی داری و شاید بستری بشی . پدرت خیلی ناراحت بود و نگران بود و وقتی مامانت
5 ماهگی مهراد از زبان مامان سمیه
-
تاریخ: 1395/12/15 ساعت: 16:43
مهراد عزیزم اکنون که 5 ماه شدی برایت می نویسم در ماهی که گذشت خوردن فرنی و بیسکویت مادر را شروع کردی عاشق پرتقال و نارنگی هستی و من می ترسم خیلی بهت میوه بدم.پف کردن را احتمالا از مهربد یادگرفتی و چقدر شما دو برادر عاشق هم هستید فقط من میفهمم و پدرت.خنده های تو و بوسیدن های مهربد خبر از عشق بزرگ بین...
اولین عکس آتلیه
-
تاریخ: 1395/9/17 ساعت: 17:06
حس قشنگ بابا مرتضی
-
تاریخ: 1395/9/17 ساعت: 17:06
حالا ميفهمم كه چرا نوه براي پدربزرگ، مادربزرگها شيرين است. حالا كه استرسهاي زمان نوزادي مهربد را براي مهراد حس نمي كنم. حالا كه قدر تك تك روزهاي ابتدائي حياتش را مي دانم. حالا كه مي دانم روزي با ديدن عكسهاي امروز مهراد باورم نخواهد شد كه اين سايزي بوده.حالا كه مي دانم خدا، خود نگهدار بچه هاست.حالا ك...
لذت نوزادی بابای مهراد
-
تاریخ: 1395/9/17 ساعت: 17:05
عذاب وجدان مي گيرمكه در دوران نوزادي مهربد، آنقدر ذهنم درگير جابجايي شهر سكونت و خريد منزل و اسباب كشي و رفت و آمد شيراز بود و آنقدر در نگهداري نوزاد استرس داشتمكه نتوانستم شيريني آن دورانش را حس كنم.يادم نمي آيد كه آيا باهر لبخند مهربد مانند لبخندهاي اين روزه ي مهراد دلم غش مي كرده يا نه.مقايسه اصل...